خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۳۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در آن گلشن مکن کو گلشنآرا گلشنآراییکه جز در دامن گلچین نبیند گل تماشایی
۲
مجو کار دل خویش و دل ما سنگدل از همنمیآید ز خارا شیشه و از شیشه خارایی
۳
به صحرا سر نهادم در غمت از کنج تنهاییگلی نشکفت از مستوری من غیر رسوایی
۴
بلیلی چون دهم نسبت بت لیلیوش خود راکه باشد این غزال شهری آن آهوی صحرایی
صفحهٔ ۱ از ۳