خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۳۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هست چشمم ز غمت قلزم طوفانزاییکه بود در دل هر قطره او دریایی
۲
چشم ما و دل پرخون که به میخانه عشقساغری را نرسد قطرهای از مینایی
۳
دل من پر ز هوایت سرم از سودایتهر دلی را هوسی هر سری و سودایی
۴
منم آن دانه درین مزرعه کز طالع خشکقسمت من نبود قطرهای از دریایی
صفحهٔ ۱ از ۲