شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۳۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرای دیده‌ام منزلگه جانانه بایستیدرین خاتم نگین آن گوهر یکدانه بایستی
۲
بکویت خانه‌ای بهر من دیوانه بایستیولی آنهم ز سیل اشک من ویرانه بایستی
۳
من زآن سان که با او آشنا بیگانه از عالمبمن او آشنا وز عالمی بیگانه بایستی
۴
ندیده شادی وصلت غم هجران کشم تا کیتهی زین زهر و پرزان باده‌ام پیمانه بایستی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth