خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
راه فقر است ای برادر فاقه در وی رفتن استوندرین ره نفس کُش، کافر ز بهر کشتن است
۲
نفس اماره و لوامهست و دیگر ملهمهمطمئنه با سه دشمن در یکی پیراهن است
۳
خاک و باد و آب و آتش در وجود خود بدانرو درین معنی نظر کن صدهزاران روزن است
۴
چار نفس و چار طبع و پنج حس و شش جهتهفت سلطان با ده و دو جمله با هم دشمن است
صفحهٔ ۱ از ۴