شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در کوی ما، که مسکنِ خوبان سعتری‌ستاز باقیات مردان، پیری قلندری‌ست
۲
پیری که از مقام منیّت تنش جداستپیری که از بقای بقیّت دلش بری‌ست
۳
تا روز، دوش، مستِ خرابات اوفتاده بودبر صورتی که خلق، بَرو بر، همی گریست
۴
گفتم «ورا ببینم، که این سخت منکرست»گفتا که «حالِ منکَری از شرط منکِری‌ست»
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth