شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در دل آن را که روشنایی نیستدر خراباتش آشنایی نیست
۲
در خرابات خود به هیچ سبیلموضع مردم مرایی نیست
۳
پسرا خیز و جام باده بیارکه مرا برگ پارسایی نیست
۴
جرعه‌ای می به جان و دل بخرمپیش کس می بدین روایی نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth