خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا نگار من ز محفل پای در محمل نهادداغ حسرت عاشقان را سر به سر بر دل نهاد
۲
دلبران بی دل شدند زان گه که او بربست بارعاشقان دادند جان چون پای در محمل نهاد
۳
روز من چون تیره زلفش گشت از هجران اوچون بدیدم کآن غلامش رخت بر بازل نهاد
۴
زان جمال همچو ماهش هر چه بود از تیرهشبشد هزیمت چون نگارم رخ سوی منزل نهاد
صفحهٔ ۱ از ۲