شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این نه زلفست آنکه او بر عارض رخشان نهادصورت جوریست کو بر عدل نوشروان نهاد
۲
گر زند بر زهر بوسه زهر گردد چون شکریارب آن چندین حلاوت در لبی بتوان نهاد
۳
توبه و پرهیز ما را تابش از هم باز کردتا به عمدا زلف را بر آن رخ تابان نهاد
۴
از دل من وز سر زلفین او اندازه کردآنکه در میدان مدار گوی در چوگان نهاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth