خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با من بت من تیغ جفا آخته داردصبر از دل من جمله برون تاخته دارد
۲
او را دلم آرامگهست و عجبست اینکارامگه خویش برانداخته دارد
۳
صد مشعله از عشق برافروخته دارمتا صد علم از حسن برافراخته دارد
۴
جانم ببرد تا ندبی نرد ببازمزیرا که دلم در ندبی باخته دارد
صفحهٔ ۱ از ۲