شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۱۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نور رخ تو قمر نداردشیرینی تو شکر ندارد
۲
خوش باد عشق خوب‌روییکز خوبی او خبر ندارد
۳
دارندهٔ شرق و غُرب سلطانوالله که چو تو دگر ندارد
۴
رضوان بهشت حق یقینمچون تو به سزا پسر ندارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth