شعر را زندگی کن
خلوتی با الهامی کرمانشاهی

بخش ۵۵ - زخم زدند بکربن حمران بر دهان و لب جناب مسلم و کشتن آن بزرگوار اورا

خیابان اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو دیو دمان ازکمینگاه جستبیفراشت با تیغ خونریز دست
۲
ستمگر چو آورد بازو فرودبه روی سپهبد دم تیغ سود
۳
زالماس بر لعلی آمد زیانکه یاقوت خون خوردی از رشک آن
۴
لبی یافت از تیغ دشمن گزندکه بد عیسی جان هر هوشمند
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth