خلوتی با الهامی کرمانشاهی
بخش ۵۶ - ذکر آب خواستن جناب مسلم و آب آوردن طوعه و ریختن دندانهای آن حضرت درجام آب
خیابان اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زبس خسته بدآن ستوده نژاددمی پشت مردی به دیوار داد
۲
که لختی بر آساید از کارزاروزان پس به دشمن کند کار زار
۳
تن خویش بی توش دید ازعطششدش زعفرانی رخ لاله وش
۴
از آن بدگهر دشمنان خواست آبکه بنشاند ازدل بدان التهاب
صفحهٔ ۱ از ۵