خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۱۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی مه رخ زهی زیبا بنامیزد بنامیزدزهی خوشخو زهی والا بنامیزد بنامیزد
۲
غبار نعل اسب تو به دیده درکشد حورازهی سیرت زهی آسا بنامیزد بنامیزد
۳
ز شرم روی و دندانت خجل پروین و مه هر شبزهی زهره زهی جوزا بنامیزد بنامیزد
۴
ز خجلت سرو قدت را همی گوید پس از سجدهزهی قامت زهی بالا بنامیزد بنامیزد
صفحهٔ ۱ از ۲