شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۱۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوبت آراست ای غلام ایزدچشم بد دور! خه! به‌نام‌ایزد!
۲
نافرید و نیاورید به حسنهیچ صورت چو تو تمام ایزد
۳
در جهان جمالت از رخ و زلفبهم آورد صبح و شام ایزد
۴
سبب آبروی جان‌ها کردخاک کوی تو گام گام ایزد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth