شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۱۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در مهر ماه زهدم و دینم خراب شدایمان و کفر من همه رود و شراب شد
۲
زهدم منافقی شد و دینم مشعبدیتحقیقها نمایش و آبم سراب شد
۳
ایمان و کفر چون می و آب زلال بودمی آب گشت و آب می صرف ناب شد
۴
دوش از پیاله‌ای که ثریاش بنده بودصافی می درو چو سهیل و شراب شد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth