خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۱۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دوست به هر جوری بیزار نباید شداز یار به هر زخمی افگار نباید شد
۲
ور جان و دل و دین را افگار نخواهی کردبا عشق خوش شوخی در کار نباید شد
۳
گر زان که چو عیاران از عهده برون ناییدلدادهٔ آن چابک عیار نباید شد
۴
هر گه که به ترک جان آسان نتوانی گفتپس عاشق آن دلبر خونخوار نباید شد
صفحهٔ ۱ از ۲