خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۱۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای یار بی تکلف ما را نبید بایدوین قفل رنج ما را امشب کلید باید
۲
جام و سماع و شاهد حاضر شدند باریوین خرقههای دعوی بر هم درید باید
۳
ایمان و زاهدی را بر هم شکست بایدزنار جاحدی را از جان خرید باید
۴
از روی آن صنوبر ما را چراغ بایدوز زلف آن ستمگر ما را گزید باید
صفحهٔ ۱ از ۵