خلوتی با الهامی کرمانشاهی
بخش ۶۶ - سلاح نبرد خواستن امیر و خطاب او با جوشن
خیابان چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وزان پس به گنجور گفتا: بروبیاور همان دشنه ی سر درو
۲
سلیح و کمند و کمان مراهمان رمح چون پر غمان مرا
۳
برفت و بیاورد گنجور اوسلیح نبردش به دستور او
۴
به گنجور کرد آفرین و فرهگرفت آن گریبان چینی زره
صفحهٔ ۱ از ۱۳