خلوتی با الهامی کرمانشاهی
بخش ۶۷ - بیرون آمدن مختار با یاران
خیابان چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگفتند یاران که ای نامدارهمانی که گفتی تو در کارزار
۲
نه ما هم پرستندگان توایمبه جان و دل از بندگان توایم
۳
بود بنده ی یکدل ممتحنبه هر کار چون خواجه ی خویشتن
۴
تو را جمله فرمانبر و پیرویمبه هر سو روی تو بدان سو رویم
صفحهٔ ۱ از ۸