خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۳
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سه تحفه داد فراق دو زلف دوست مرایکی دریغ و دوم حسرت و سوم سودا
۲
سه نام یافتم از ساعت جدایی اویکی غریب و دوم غمگن و سوم تنها
۳
منم ز عشق دو زلفش به عهد و بیعت و دلیکی درست و دوم محکم و سوم یکتا
۴
به زلف و عارض و خط، آن مه خَتا و خُتنیکی شَبَه است و دوم بُسد و سوم مینا
صفحهٔ ۱ از ۱۱