خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۴
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب تو طعنه زند گوهر بدخشان رارخ تو طیره کند اختر درفشان را
۲
به بوسه لب تو تهنیت کنم دل رابه دیدن رخ تو تربیت دهم جان را
۳
به جان تو که پرستیدن تو کیش من استبه کیش عشق پرستش رواست جانان را
۴
(به خاصیت لب تو جان فزون کند در تنکه دیده خاصیت جان عقیق و مرجان را)
صفحهٔ ۱ از ۱۳