شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب صابر

شمارهٔ ۳۱

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف تو از مشک و مشک پر گره و بندلب ز عقیق و عقیق پر شکر و قند
۲
فتنه قند تو نیکوان خراسانبسته بند تو جاودان دماوند
۳
حسن تو روی تو را به نور بپروردعشق تو جان مرا به نار بیاکند
۴
پند دهی کز بلای عشق حذر کنمردم دلداده را چه سود کند پند
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth