خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۳۹
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر ندیده ای از مشک پیش لاله سپرهمی نگر به سوی آن دو زلف لاله سپر
۲
رخش همی به دی از لاله نوبهار کنداگر حذر کند از چشم بد رواست حذر
۳
ندید کس که ز هیچ آتشی بنفشه دمیداز آتش رخ او چون دمد بنفشه تر
۴
اگر شگفت بود لاله شکفته به دیبنفشه ای که ز آتش دمد شگفتی تر
صفحهٔ ۱ از ۱۳