شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب صابر

شمارهٔ ۴۴

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خمار داد سرم را به چشم نیم خمارز من ببرد به زلفین بی قرار قرار
۲
اگر به می لب و رخسار او نسب داردچرا که در دل من جای ساخته است خمار
۳
وگر قرار دل من دو زلف او بردندچرا شدند زمن بی قرارتر صد بار
۴
وگر به تیر همی قد او نکو ماندچرا شده ست دل من دو نیمه چون سوفار
صفحهٔ ۱ از ۱۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth