شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب صابر

شمارهٔ ۵۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ستم کردست بر جانم سر زلف ستمکارشنبینم جز جفا شغلش ندانم جز جفا کارش
۲
اگرچه با ستمکاران نیامیزند جان و دلمرا آرام جان آمد سر زلف ستمکارش
۳
نخرد کس بلای جان و زلفین بلا جویشبلای جان من گشته است و من با جان خریدارش
۴
رخ رنگینش بزازست و عطارش خط مشکینعنای من ز بزازش عذاب من ز عطارش
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth