خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۸۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای قامتت قیامت سرو چمن شدهزلفین تو به بوی چو مشک ختن شده
۲
هم قامتت چو صورت تو گشته دلفریبهم زلف تو چو وعده تو پر شکن شده
۳
از شرم روی و قد تو ای ماه ماه و سرواین بر فلک گریخته آن بر چمن شده
۴
اندر حجاب فتنه بماندم که چشم منمشک تو را بدید حجاب سمن شده
صفحهٔ ۱ از ۷