خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۸۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای زرخسار تو در دی تازه گلزار آمدهبا بهار تو بهار نو پدیدار آمده
۲
از بهار چهره تو وزگل رخسار تودل چو بلبل وقت گل در ناله زار آمده
۳
عشق من در خوردن آن گلزار و رخسار آمده استاین جمال عالم آن گلزار و رخسار آمده
۴
طره تو غمزه تو چهره تو زلف توهر یکی در دلبری از بهر یک کار آمده
صفحهٔ ۱ از ۷