خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۸۷
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر به صورت روی تو آفتابستیهمه بنای شب از روی او خرابستی
۲
ز کبر و عجب زمانی نتابدی بر خلقگر از جمال تو جزوی در آفتابستی
۳
ور آفتاب خبر داردی زصورت توز شرم روی تو پیوسته در نقابستی
۴
همیشه عشرت من چون لب تو خوش بودیاگر سوال مرا از لبت جوابستی
صفحهٔ ۱ از ۱۱