خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۱۰۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا دلی است که دعوی کند به عشق همیچه دل بود که ندارد به عاشقی دعوی
۲
دلم اسیر غم عشق و من اسیر دلمکسی به جز من اسیر اسیر باشد، نی
۳
اگر چه عشق سر رنج و مایه بلوی استدل من است همه ساله عشق را ماوی
۴
نگاه کن که چه مایه دریغ و درد بودبر آن که فتنه رنج است و عاشق بلوی
صفحهٔ ۱ از ۱۲