خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش نبردهست مرا هیچ خوابخفتن عشّاق نباشد صواب
۲
چشم من ار خواب نیابد رواستآب گرفتهست در او جای خواب
۳
گر شکر آمد لب شیرین یارچونکه مرا تلخ فرستد جواب
۴
در لب لعلش همه نوش است و قنددر سر زلفش همه پیچ است و تاب
صفحهٔ ۱ از ۲