شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارادیب صابر
ادیب صابر

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱ساقی کمی قرین قدح کن شراب را←شمارهٔ ۲ساقی بده آن می مصفا را←شمارهٔ ۳ساقی بده آن شراب گلگون را←شمارهٔ ۴دوش نبرده‌ست مرا هیچ خواب←شمارهٔ ۵گر باده با مشافههٔ دوستان خوش است←شمارهٔ ۶روی من چین از فراق آن نگار چین گرفت←شمارهٔ ۷چهرهٔ باغ زعفرانی گشت←شمارهٔ ۸عید خوبان را چو روی خویشتن آراسته است←شمارهٔ ۹زبس گل که در باغ ماوی گرفت←شمارهٔ ۱۰چون زلف تو بی قرارم از عشقت←شمارهٔ ۱۱بر سپهر نیکویی رویش چو مه خرمن زده است←شمارهٔ ۱۲آن باده را که گونه بیجاده آمده است←شمارهٔ ۱۳باد سحری طرب فزاید←شمارهٔ ۱۴می خوارگان که باده ز رطل گران خورند←شمارهٔ ۱۵گرچه رخش همیشه حکایت ز مه کند←شمارهٔ ۱۶هر که معشوق محتشم دارد←شمارهٔ ۱۷آن عهد و وفای ما کجا شد←شمارهٔ ۱۸دیده که رخ و زلف تو از دور ببیند←شمارهٔ ۱۹چشم من بی روی تو روشن مباد←شمارهٔ ۲۰دلم بی روی تو خرم نباشد←شمارهٔ ۲۱دل من بی تو حکایت ز دهان تو کند←شمارهٔ ۲۲با من دلت آشنا نمی گردد←شمارهٔ ۲۳ای از بنفشه زلف تو پر پیچ و تاب تر←شمارهٔ ۲۴هر گه که گل لعل بخندد به چمن بر←شمارهٔ ۲۵ای دو لب تو ز شهد خوشتر←شمارهٔ ۲۶همه مقصود ما شد راست امروز←شمارهٔ ۲۷آورد به ما بلبل عاشق خبر گل←شمارهٔ ۲۸رونق گرفت کار می از روزگار گل←شمارهٔ ۲۹بلبل گشاده کرد زبان بر ثنای گل←شمارهٔ ۳۰زان دو لب چون عقیق یارم←شمارهٔ ۳۱بیا که با سر زلف تو کارها دارم←شمارهٔ ۳۲پیک دو زلف دلبری ای باد صبحدم←شمارهٔ ۳۳ای دل غبار غم ببرد باد صبحدم←شمارهٔ ۳۴عید است و حق عید بباید شناختن←شمارهٔ ۳۵دل به عشق روی دلبر شاد کن←شمارهٔ ۳۶بلبل رسید نغمهٔ بلبل رها مکن←شمارهٔ ۳۷ای شب تاری غلام موی تو←شمارهٔ ۳۸چون زلف تو بی قرارم از تو←شمارهٔ ۳۹خلعت چشم من است راحتِ دیدار تو←شمارهٔ ۴۰ای سپه عشق تو بر ما زده←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth