خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روی من چین از فراق آن نگار چین گرفتعیش من تلخی ز عشق آن لب شیرین گرفت
۲
این دل ناشاد من زان زلف چون شمشاد اوآن همی گیرد که فرهاد از غم شیرین گرفت
۳
گر در آتش هیچ کس مسکن نگیرد پس چرامهر، مسکن در میان این دل مسکین گرفت
۴
بستر و بالین من ز آب است و آتش پس مراناسگالیده فراقش بر سر بالین گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳