خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیده که رخ و زلف تو از دور ببیندبر روز منور شب دیجور ببیند
۲
در ظلمت زلفین تو رخسار تو نور استپر نور شود دیده که آن نور ببیند
۳
عاشق که به کویت گذرد خلد ببینددیده که به رویت نگرد حور ببیند
۴
از رنج شفا یابد و رنجور نماندگر روی تو را مردم رنجور ببیند
صفحهٔ ۱ از ۲