خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر گه که گل لعل بخندد به چمن برجز جام می لعل نشاید به دهن بر
۲
من جامه گر از جور غم عشق دریدمگل جامه ز جور که دریده است به تن بر
۳
فریاد کند هر که به بیداد در افتدفریاد ز رعد آمد و بیداد به من بر
۴
ماند به سرشک من و رخساره معشوقهر قطره که شبگیر درافتد به سمن بر
صفحهٔ ۱ از ۲