خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا که با سر زلف تو کارها دارمز جام عشق تو در سر خمارها دارم
۲
بیا که با دو رخ تو که روز را ماندشکایت و گله روزگارها دارم
۳
بیا که چون تو بیایی، به وقت دیدن توز دیدگان قدمت را نثارها دارم
۴
چو آمدی مرو از نزد من که در همه عمربه بوسه با لب لعلت شمارها دارم
صفحهٔ ۱ از ۲