خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل غبار غم ببرد باد صبحدمبر زلف دوست گر گذرد باد صبحدم
۲
بی باد صبحدم نزنم دم که هر شبیپیغام من به دوست برد باد صبحدم
۳
عطر و بخور بوی به زلفش سپردهاندبر زلف او از آن سپرد باد صبحدم
۴
از زلف او شدهست معطر چو زلف اواز بس گره که میشمرد باد صبحدم
صفحهٔ ۱ از ۲