خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماه را ماند رُخش ناکاستهزلف چون شب ماه را آراسته
۲
سرو بالایی که چون بالای اوباغبان یک سرو ناپیراسته
۳
تا مرا سودای آن مه در سر استماه را مانم ولیکن کاسته
۴
در نشست و خاست چون سرو است و مهفتنهای زان سرو و مه برخاسته
صفحهٔ ۱ از ۲