خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گشتم از هجر او نزار چو نیوعدهٔ وصل او ندانم کی
۲
او بت دلبرست و نیست مراهیچ کاری به جز پرستش وی
۳
ای بهاری که بی هوای بهارروی تو گل دماند اندر دی
۴
گر گل است از دو عارض تو خجلچون ز مژگان من گشاید خوی
صفحهٔ ۱ از ۲