خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۱۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلف چون زنجیر و چون قیر ای پسریک زمان از دوش برگیر ای پسر
۲
زان که تا در بند و زنجیر توایماز در بندیم و زنجیر ای پسر
۳
عرصه تا کی کرد خواهی عارضینچون گل بی خار بر خیز ای پسر
۴
هر زمان آیی به تیر انداختنهم کمان در دست و هم تیر ای پسر
صفحهٔ ۱ از ۲