خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طعم هلاهل میدهد زهر فراقت آب راتا تلخ کردی عیش من شیرین ندیدم خواب را
۲
درهای رحمت بر رخم تا شام مردن واکنندگر چشم از رویت کند یک صبح فتحالباب را
۳
از دولت گمگشتهام شاید نشانی وادهندباری به دریای امید افکندهام قلاب را
۴
ز اهل درون باهُشترند آنان که بیرون درنداکثر به خاصان میدهد سلطان شراب ناب را
صفحهٔ ۱ از ۳