خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر روز جویم آب رخ روز رفته راگویم به فخر ننگ ز مردم نهفته را
۲
لب بستم از سخن که درین مجمع نفاقبه یافتم ز گفته حدیث نگفته را
۳
هرگز شب امید به دوران من ندیدجام می دوساله و ماه دو هفته را
۴
خفاش بخت من چو نبیند چه فایدهگر سرمه زآفتاب کشد چشم خفته را
صفحهٔ ۱ از ۲