خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۱۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای جهانافروز دلبر ای بت خورشیدفشفتنهٔ عشاق شهری، شمسهٔ خوبان کش
۲
گاه آن آمد که از وصل تو بستانیم دادزین جهان حیلهساز و روزگار کینهکش
۳
بادهای خواهیم تلخ و مجلسی سازیم نغزمطربی ناهیدطبع و ساقیی خورشیدفش
۴
در جهان ما را کنون شش چیز باید تا بودزخم ما بر کعبتین خرمی امروز شش
صفحهٔ ۱ از ۲