خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر شرر گر شعله هرجا گشت پیدا آتش استچاره دل کن که با آتش مدارا آتش است
۲
رشک مانع، شوق غالب، در تو یارب چون رسمراه عاشق در میان هفت دریا آتش است
۳
چون چراغ مرده از صحبت دلی آورده اماز دم خلوت نشینانم تمنا آتش است
۴
گر به کفرستان بری این روی آتشناک رابرهمن در رقص می آید که حق با آتش است
صفحهٔ ۱ از ۲