شعر را زندگی کن
خلوتی با نظیری نیشابوری

شمارهٔ ۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گشت دوزخ شرری ز آتش سودایش ریختشد قیامت قدری فتنه زبالایش ریخت
۲
هرکه را زلف جوی مشک به پیمانه فکندخنده مشتی نمک سوده به صهبایسش ریخت
۳
حسن در پرده نهان بود که نقد دو جهانعشق از کیسه به دل گرمی سودایش ریخت
۴
کام از آن یافت زلیخا که چو یوسف را دیداول اسباب تعلق همه در پایش ریخت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth