خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قرعه بر وصل زند دیده و سامانش نیستکاین خیال دید از آن چشم که حیرانش نیست
۲
نرگس از گردش چشمت به شراب افتادستمی پرستیست که مخمور به دورانش نیست
۳
شد ز شرم قلمت خضر نهان در ظلماتکه به جانبخشی آن چشمه حیوانش نیست
۴
در جواب تو فروماندهترم از طفلیکه به سفتن شکند گوهر و تاوانش نیست
صفحهٔ ۱ از ۳