خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکه نوشید می شوق تو نسیانش نیستوان که محو تو شد اندیشه حرمانش نیست
۲
دل به حسن تو مقید شد و جاوید بماندکه ز فکر تو برون آمدن آسانش نیست
۳
تا به کی فکر توان کرد و سخن تازه نوشتقصه شوق حدیثی است که پایانش نیست
۴
هیچ کس نامه سربسته ما فهم نکردنه همین خاتمهاش نیست که عنوانش نیست
صفحهٔ ۱ از ۳