خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۲۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه رسمست آن نهادن زلف بر دوشنمودن روز را در زیر شبپوش
۲
گه از بادام کردن جعبهٔ نیشگه از یاقوت کردن چشمهٔ نوش
۳
برآوردن برای فتنهٔ خلقهزاران صبحدم از یک بناگوش
۴
تو خورشیدی از آن پیش تو آرندفلک را از مه نو حلقه در گوش
صفحهٔ ۱ از ۲