خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هجران نمکی سودو به داغ دل ما ریختسودای تو آتش ز دماغ دل ما ریخت
۲
هر روغن صافی که به بیهوده فلک سوختغم دردی آن را به چراغ دل ما ریخت
۳
رفتیم به سر زود درین محفل مستانساقی می تندی به ایاغ دلما ریخت
۴
ما را به نشاط و طرب آسان بگذارندغم خون جهانی به سراغ دل ما ریخت
صفحهٔ ۱ از ۲