خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به شرح حالت من نامه ها در اطرافستهزار قافله ام زیر بار او صافست
۲
به مهربانی او اعتماد نتوان کردکه تازه عاشقم و خاطرش به من صافست
۳
به ناله اشک فشانم که تازه دولت راعطای نیم درم دستگاه صد لافست
۴
به عشوه کرد تبسم به خنده جان دادمخلاف دوست نمودن خلاف انصافست
صفحهٔ ۱ از ۳