خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گه تجلی مانع است و گاه هجران حایل استحیرت اندر حیرتست و مشکل اندر مشکل است
۲
بی نهایت از بر ما بود تا مقصد مقاممنزل کونین طی کردیم و اول منزل است
۳
زخم ما بی طالعان پیدا و پنهان دست و تیغبخت مقتولی که چشمش بر جمال قاتل است
۴
از نم فیضی که با این مشت خاک آمیختندحاملان عرش را بار امانت در گل است
صفحهٔ ۱ از ۳